در باباکلان و جوار بی بی حکیمه(س)
یک روز در جوار بی بی حکیمه (س)
در راستـای طرح بازدید حضوری از روند امور آموزشی و پرورشی مدارس در سال جاری و دیدار با همکاران فرهنگی و دانش آموزان روز دوشنبـه 14/7/91 از مجتمع آموزشی باباکلان به همراه کارشناس امور مشارکتها ،کارشناس آموزش راهنمایی و کارشناس آموزش ابتدایی و یک نفر از امور تربیتی ،با وسیله شخصی ایشان صبح زود عازم منطقه شدیم.
ساعت 8 صبح در مدرسه ابتدایی شهید پسندیده پور روستا که دارای 107 دانش آموز بود به مدیریت آقای حبیب پور وارد شدیم مستقیم به کلاس پنجم که همکار محترم به نام زهرا معصومی مشغول تدریس بود وارد شدیم کلاس دارای 15 نفر دانش آموز بود که روند کلاس و درسها و کار تدریس آموزگار محترمه را جویا شدیم . از چند نفر از دانش آموزان سئوالات درسی بعمل آمد که هم آمادگی نسبی داشتند و هم قدرت یادگیری خوبی. اکرم اکرمی 5 سوره حفظ داشت و روخوانی مناسبی از قران درسی را بعمل آورد.
کلاس ششم را که تعداد شان 16 نفر بود سر زدیم.آقای شریفی همکار محترم در کلاسی که در محیطی کوچک مستقر بودند و یک سیستم کامل رایانه ای داشتند مشغول تدریس ،از دانش آموزان سئوالاتی در مورد سیستم ،نحوه استفاده ،نام قطعات بعمل آمد که بسیار عالی پاسخگو بودند درس مطالعات اجتماعی و شرایط دوست خوب رابه خوبی جواب دادند .بخصوص خانم شهین عوض پور و شایان رهنما آماده و قبراق در بیان مطالب بودند.
چند دقیقه ای در دفتر همکاران محترم را زیارت و مطالب آنها را شنیدیم ضمن اینکه برخلاف سال گذشته درخواستها و مسائل دیگر پیرامون پست بندی و نامه های بی سودای آقایان نبوده خانمها بدون حاشیه و با تلاش و علاقه وجدیت فقط از چند کمبود مانند نداشتن سرایدار و مربی تربیت بدنی و خرابی درب کلاسها گفتند و از پیشرفت خوب امور درسی دانش اموزان.
مدرسه راهنمایی شهید عزیزی را با دو کلاس و 26 نفر دانش آموز در ساختمانی که به تازگی مقاوم سازی شده بود از نزدیک دیدیم دبیران مشغول تدریس و مدیری فعال پیگیر امور آنها بود . دانش آموزان با شفافیت از دست یک دبیر گله ها داشتنـد که مقرر شد مسئول آموزش راهنمایی بطور جدی خواسته آنها را پیگیری نماید . حیاط مدرسه پراز سنگ و ریگ و خاک که اصلاً جای مناسب ورزش نبود و انشاءالله مورد توجه نوسازی قرار گیرد.
اما حضور در بی بی حکیمه (س):
با تلاش و سرعت خود را در ساعت 5/11 به دبستان 12 فروردین روستای بی بی حکیمه (س) رساندیم . مدرسه ای با دو ساختمان در انتهای روستا و بسیار مرتب و منظم با 9نفر دانش آموز در 5 پایه و یک معلم بنام ساتیار کشکولی (آموزگاری با داشتن بیش از 20 سال سابقه ولی بعلت عشق به روستا و دانش آموزان آخرین مدرسه را انتخاب کرده است.)
دانش آموزان برروی موکت در سایه ای مشغول درس خواندن بودند.با آنها نشستیم و از تک تک آنهاسئوالاتی نمودیم ،همکاران دیگر هم کمک کردند
چهار نکته مهم:
الف)وجود دانش آموزی بنام اعظم ولی پور یاد کوری سال دوم که فوق العاده مستعد و باهوش بوده و آمادگی پاسخ گویی به همه دروس حتی کلاس بالاتر از خود را داشت بطوریکه به دانش اموزان پنجم کمک میکرد(به یاد سال سوم ابتدایی خودم افتادم که در روستای گناوه معلممان کار با بچه های کلاسهای چهارم و پنجم را به من محول میکرد)
ب)دانش آموزی در پایه اول که بعلت ناشنوایی مطلق یادگیری بسیار پایینی داشت که انشاءالله امور استثنایی راه حل مناسب را پیگیری نمایند.
ج)دانش آموز دختری در پایه ششم که گفته شده بعلت نبودن سیستم رایانه ترک تحصیل نموده که هم برادرش را و هم آموزگار را مامور کردیم تا ایشان را وادار به ادامه تحصیل نمایندواینجانب هم قول دادم یک دستگاه کامل برایشان تأمین نمایم.
د)آموزگار محترم در حیاط مدرسه اقدام به کاشت چند باغچه سبزی و گل نموده که هم فضا را زیبا و دلنشین نموده بود و هم تولید سبزیجات مورد نیاز خود و یقیناًسایر همکاران را ،که جای تقدیر دارد.
ساعت 5/12 به حرم بی بی وارد شده و با زیارت و پس از خواندن نماز ظهر و عصر بسمت بن پیر آمدیم. تا پس از صرف نهاری که همکاران محترم تدارک دیده بودند یک روز سفر خاطره انگیز و درس آموز را به پایان رساندیم و به این جمله که با خطی خوانا در دفتر دبستان بی بی حکیمه (س)نوشته شده بود باور کنم که:
معلمی شغل نیست ،یک هنر است اگر شغلش پنداری،رهایش کن
تا وقتی و بازدیدی دیگر
ان شاءالله
یداله مرادی
14/7/91
یدالله مرادی