قدس شریف چشم انتظار ِرهاِیی

قدس شریف ، چشم انتظار رهایی

تاریخ جهانی و ملتها امروز توسط زر و زور و تزویر حاکمیت صهیونیستی وارونه نوشته میشود تا حق مسلم ملتی و دینی را از صفحه روزگار محو نمایند. مبارزه ملت غیور و مظلوم و ستم دیده فلسطین در سایه سکوت وحشتناک مدعیان آزادی ، بدون در دست داشتن امکانات دفاعی و برخورداری از ابزارها و موقعیت های سیاسی و اقتصادی در برابر صهیونیسم بین الملل که هم از حمایت همه جانبه جامعه مظالم جهانی و امپریالیسم بی رحم و نظام استکباری پشت گرم می باشد و هم از انواع سلاح و رسانه و منابع مالی و حمایت سازمانهای بین المللی برخوردار است و هم در مقابل دنیای نامتحد اسلام ، حاکمیت ارتجاع عرب و خیانت سران خاورمیانه راه و روش حمایت از فلسطین و مردم آواره سرزمین های اشغالی را بسته اند در چنین بستری علم مقاومت در غزه هنوز برپاست ، جوانان شجاع فلسطینی در حماس پایدارند.

در دوران فلسطین خیانت سران سازشکار سازمان آزادی بخش فلسطین و حاکمان کرانه غربی بر دیواره ی مقاومت تاختند اما صلابت و بصیرت آزادمردان آن سرزمین هنوز سرافرازانه و با اتکا به تواناییهای درونی خود مبارزه را تداوم میدهند. اسناد تاریخی و روایت بی طرفانه محققان جهانی بر این حقیقت مسلم حاکمیت مردم فلسطین و ستمگریها ، غارتها ، آتش زدنها ، کشتارهای دیر یاسین و کفر قاسم و صدها مورد دیگر توسط اشغالگران ماجراجوی اروپایی داعیه دار یهود ، صدها فیلم و کتاب و روایت نگاشته اند اما چگونه است که هنوز در سراسر جهان بسیاری از مردم بر حقایق عینی چشم فرو بسته اند و استغاثه کودکان فلسطینی ، آوارگان اردوگاههای صبرا و شتیلا و........ را نمی شنوند ؟

امروز در مورد روز جهانی قدس به صرف حضور در خیابانها و محکومیت شعاری و زبانی ستمگران یهود تنها بسنده نکنیم بلکه از این فرصت به رزمندگان و مبارزان امید و انگیزه ، به جهانیان آگاهی و معرفت در این رابطه و به اعراب ساکت و ماتم گرفته غیرت و به خائنین و پیمان شکنان آنها اخطار دهیم. زیرا شناخت و تبیین ماجراهای فلسطین و نیم قرن جنایت و جرائم رژیم صهیونیستی برای همه آزادگان از هر نژاد و دین و مکتب عملی واجب است. فلسطین و قدس در گیر و دار مذاکرات به اصطلاح صلح و سازش تحمیلی توسط کشورهای عربی تنها مانده اند. استکبار جهانی با طرح خاورمیانه بزرگ توحش و بی رحمی و قساوت را توسط صهیونیستها بر این ملت تاریخی و کهن روا داشته و لذا هزاران پیر و جوان و کودک مسلمان را از سرزمین و خانه و کاشانه آبا و اجدادی خود آواره نموده اند.

امروز که ایران اسلامی پرچمدار مبارزه با استکبار و صهیونیسم جهانی است و در دفاع از مظلوم و مبارزه با ظالم پیشتاز است باید موضوع فلسطین را دستور اولویت اول سیاست خارجی خود قرار دهد ، این مطالبه ی آرمانی حضرت امام (ره) و شهدای انقلاب و مبارزین بزرگی چون شهید چمران و متوسلیان بوده و هست.اینکه امام خمینی (ره) در همان بدو پیروزی انقلاب اسلامی ایران روزی خاص را اختصاص به قدس دادند بدین جهت بود که :

1-سیاستهای نظام جمهوری اسلامی بر این مدار و محور تنظیم شود (بعنوان یک واجب عینی)

2-قدس و فلسطین از دایره تنگ عربی خارج شود و مسیر حمایت جهانی را بیابد.

3-اشاعه فرهنگ مبارزه با رژیم ستمگر حاکم بر قدس اشغالی قابلیت دسترسی برای عموم مردم از راههای گوناگون را داشته باشد.

4-زمینه سازی برای پیگیری قضیه قدس و فلسطین در همه مراکز علمی ، تحقیقاتی ، آموزشی و حتی سیاسی و نظامی پدید آید.

5-چهره واقعی و حقیقی فلسطین و فلسطینی در مواجهه با پدیده شوم صهیونیسم و رژیم اشغالگر به خوبی برای جهانیان عرضه گردد.

و باید گفت که روز قدس منظر و فرصتی است برای ایجاد یک زمینه مناسب و همگانی برای بررسی نقاط ضعف و قوت مبارزان و آزادی خواهان فلسطین و شناخت ترفندها و دسیسه های صهیونیسم و عمال منطقه ای آنها.

روز قدس ، روز یک ملت و یا یک سرزمین و یک جغرافیای مشخص نمی باشد ،

روز قدس روز مردم و فرهنگ و تمدن و عقلانیت و مبارزه با مظاهر ظلم است و لذا باید این روز را در پراکندگی جغرافیای جهانی جستجو کرد تا هیچ مکتبی و دولت و نظامی قدرت اشغال و تصرف و آوارگی را ایجاد ننماید.

روز قدس روز فرهنگ مقاومت و ارزش گذاری به جانفشانی و ایثار است ،

روز قدس روز تقدیس جهاد و تجلیل از جهادگران و مبارزان می باشد.

بیاییم تا معرفت و آگاهی و کمال خود را بر جهانیان به نمایش بگذاریم.

بیاییم تا انتظار رهایی قبله مسلمین را از چنگال اشغالگری و تجاوز پایان ببخشیم.

 

                                                                                      دوم تیرماه نود و شش گچساران

در فقدان هاشمی رفسنجانی

                                       پیوند رفاقت دو همسنگر

رحلت ناگهانی و ضایعه ی عظیم فقدان رِییس مجمع تشخیص مصلحت نظام آقای هاشمی رفسنجانی که چهره ای مبارز و مجاهدی بزرگ از دوران پیش از انقلاب اسلامی و از یاران همراه حضرت امام -ره- بودند ، جامعه را دچار شگفتی و اندوه نمود .

رهبر اندیشمند انقلاب اسلامی حضرت امام خامنه ای در پیامی ژرف و عمیق، عمق محبت و پیوند همکار و همسنگر و همرزم خود را با زیبایی و هنرمندانه ابراز داشتند ،با عنوان تکیه گاهی مطمئن یاد فرمودند تا از رفیق دیرین خود قدردانی و قدرشناسی کرده  و هم راه سوءاستفاده و بهره برداری ناصواب خناسان را از اختلاف نظر اجتهادی ایندو همگام و همسنگر بسته باشند .

یادمان نرفته که شبکه های صهیونیستی و جیره خواران داخلی جبهه استکبار وقتی حاج احمد آقا به رحمت ایزدی پیوست چه اتهامات ناجوانمردانه ای را به این یار امام -ره- نسبت دادند ؟؟؟و حال بهوش باشیم و هوشیار که دشمنان انقلاب و اسلام مزحوم هاشمی را بعنوان مخالف انقلاب و امام و رهبری مورد تمجید قرار میدهند و حقد و کینه خود را به یاران صدیق انقلاب و اسلام و امام خمینی با ایجاد دو قطبی کاذب و رو در رو قراردادن مردم به نمایش گذارند .؟؟؟؟ . از فردا رسانه های منافقین و ضدانقلاب انگلیس نشین و صهیونیست ها برخی از نظرات و سخنان ایشان را نه از روی میل و دوست داشتن ،بلکه از باب اختلاف و تفرقه و جدایی و فتنه گری ، بر مناره ها ، رسانه ها ، آنتن ها و نوشته ها قرار دهند ؟؟؟؟.

پیام حکیمانه و دلسوزانه ی رهبر انقلاب حجت ولایی بر همه ی ماست که اجازه اساعه ادب به روح بلند آن یار سفرکرده امام و همسنگر دیرین رهبری داده نشود تا خناسانیکه تلاش داشتند تا از محبت هاشمی به رهبر انقلاب بکاهند ، دست به دسیسه سازی و ظاهرنمایی دروغین بزنند و دایه دار عرصه عمل شوند ، همانانیکه ایشان را در چارچوب عالیجناب سرخپوش و خاکستری مورد هجمه قرار میدادند ؟؟؟ حال بخواهند از مرگ او 59 سال همدلی ، همیاری و همکاری ، همگامی و پیوند رفاقت را خدشه دار کنند . نامهربانیها را بر یکدیگر ببخشاییم و همراه با رهبرمان ، داغدار یار 59 ساله اش باشیم چرا که به تعبیر حضرت امام -ره- :

هاشمی زنده است چون نهضت زنده است .

 

 

مصاحبه با سایت فانوس زاگرس

 

 

فانوس زاگرس؛

یدالله مرادی تحلیلگر و از فعالان مطرح اصوالگرایان شهرستان گچساران می باشد که ۲۰ سال سابقه تدریس در دانشگاه،ریاست آموزش و پرورش شهرستان گچساران،مدیر کل صنایع دستی و گردشگری استان کهگیلویه و بویراحمد را در کارنامه خود دارد.

پایگاه خبری فانوس زاگرس با یدالله مرادی پیرامون مسایل سیاسی کشور گفتگویی انجام داده  که در ذیل می خوانید:

گفتگو از احسان دری/سردبیر

 آقای مرادی  دلیل شکست اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری ۹۲  و پیروزی حسن روحانی را چگونه ارزیابی می کنید؟index

الحمد الله و المنه با استقرار نظام پر برکت جمهوری اسلامی مردم سالاری دینی به عنوان مهمترین دستاورد انقلاب اسلامی در ایران مستقر گردیده که گردش نخبگان با آرا مستقیم مردم در قوه مجریه و مقننه و غیر مستقیم در قوه قضاییه شکل گرفته است و لذا لفظ شکست  و پیروزی در رقابت های سیاسی و جریانات قانونی کشور کاربرد ندارد این مردم هستند که در هر حال پیروز انتخابات هستند.

در انتخابات ۹۲ هم بعد از یک دوره ۸ ساله از حاکمیت جریان عدالت محور با دولت مهرورز ، این مردم ولایتمدار کشورمان بودند که در انتخابات به دعوت ولی فقیه اندیشمندمان حضور فعال یافتند و از بین گزینه های مطرح گزینه ای را انتخاب کردند که خود هم روحانی بود و هم ماهیت اصولگرایانه داشت و سالها در مدیریت کلان جمهوری اسلامی حضور داشت البته با نام و عنوان جدید (( اعتدال )) ، ضمن اینکه دو جبهه اصلی کشور یعنی اصولگرایان یا تعدد کاندیدا (قالیباف ، ولایتی ، غرضی ، جلیلی ، رضایی) حضور یافتند و این سبب  تشتت آرا و عدم انسجام جریان فکری مذکور گردید.

جالب است که اگر بخواهیم لفظ شکست را بکار ببریم باید برای اصلاح طلبان آن را بکار گرفت زیرا کارنامه سیاه این جریان فکری در واقعه فتنه ۸۸ از آنها چهره ای ساخته بود که لازم بود با ماسک و پوشش و زیر نقاب عرض اندام نمایند خود جایگاه مستقل و ویژه ای نداشتند به تعبیر یکی از تئوریسین های آنها آقای حجاریان ، این جریان در رحم اجاره ای دوره جدید پرورش خود را رقم زد. کارگزاران سازندگی ، احزاب اصلاح طلب و ناراضیان از وضع موجود لایه اشرافیگری صاحب ثروت همه مجتمع شدند و تازه با آرا ضعیف انتخابات را به نفع خود رقم زدند ، عدم وجود یک چهره کاریزما و نخبه مطرح و ناهماهنگی گروههای سیاسی جبهه پایداری و جبهه مقاومت و جبهه ایستادگی و موتلفه اسلامی و روحانیت مبارز شرایط را برای به قدرت رسیدن جریان مقابل ایجاد نمود. علی الحال اینهم خود یک گردش نخبگان در مردم سالاری دینی است که منبعث از قانون اساسی جمهوری اسلامی می باشد اما برنده اصلی آن مردم و جریان و کاندیداهایی بودند که به رای و عقیده و مطالبه مردم احترام گذاشتند و تمکین نمودند و فکر تخریب گرایانه پارلمان خیابانی را به راه نینداختند ؟؟؟.این نشانه رشد فکری و توسعه سیاسی جریان اصولگرایان می باشد که به عبارت شما شکست خورده انتخابات ۹۲ بودند ولی در اصل پیروزی شرافتمندانه کسب نمودند.

 تاثیرات عملکرد احمدی نژاد بر نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ و افت رای اصولگرایان بی تاثیر نبود؟

 دولتهای نهم و دهم علیرغم شانتاژ مطبوعاتی و رسانه ای و جوسازی و هیاهوی سیاسی ، جناحی رقیب ،بعد از دولت کوتاه مدت شهید رجایی از دولتهای موفق در امور عمرانی و پروژه های بزرگ و کوچک کشور بود ، سیاست خارجی فعال و تاثیر گذار در عرصه بین المللی امیدها و آرزوهای بزرگی را برای نهفتهای آزادی بخش و رهایی ملتها بوجود آورد ، دیپلماسی فعال ایران به مرحله ای رسید که حیات خلوت ایران قاره آمریکا شد ، در بعد فرهنگی نشاط و حرکت جدیدی را در بدنه نظام و کشور و جوانان ایجاد نمود ، بیاد داشته باشیم حرکت بزرگ و اساسی تکمیل چرخه سوخت هسته ای و عضویت در باشگاه انرژی هسته ای و موفقیت در ارسال ماهواره به فضا حتی با موجود زنده خبر از تولد یک قدرت جدید در روابط بین الملل را پدید آورد این مهم باعث وحشت قدرتهای سلطه گر و استکبار جهانی گردید و لذا انواع کارشکنی ، تحریم ، تهدید و فشار هم پدید آوردند ، لایه هایی هم در داخل موفقیت آن دولت را برنمی تابیدند یادمان باشد که مقام معظم رهبری تنها برای این دولت عبارت برگشت شعارها و اهداف را بر ریل اولیه انقلاب اسلامی بکار بردند. لذا عملکرد آن دولت بر ساختار جامعه مثبت و رضایت آمیز بوده به طوری که هم اکنون آثار این رضایت را در میان توده های مردم مشاهده میکنیم.

 

احمدی نژاد

فضای رسانه و تبلیغات هم آنروز و هم امروز از آن رقیب آن دولت بوده وگرنه هنوز بعد از سه سال از گذشت این دولت هر طرح و برنامه و عملکرد عمرانی ، سیاسی ، فرهنگی ، که در شهرها و کشور به بهره برداری میرسد به یمن اقدامات آن دولتها بوده هر چند این دولت (اعتدال) غیر منصفانه در طول سه سال گذشته هر جا کم می آورند و سوء مدیریت دارند آن را به دولت گذشته نسبت میدهند.علل افت آرا اصولگرایان را در سوال قبل بیان داشتم.

 مهمترین دستاوردهای دولت یازدهم و نقطه ضعف های آن را چگونه ارزیابی می کنید؟

دولتها به تناسب ساختار مدیریتی و شرایط داخلی و خارجی هر کدام در جهت پیشبرد اهداف و آرمانهای انقلاب و امام حرکت کرده و میکنند و طبیعتأ دستاوردهایی هم داشته اند از آنجا که این دولت با ائتلاف لایه هایی از اصولگرایان و اصلاح طلبان شکل گرفت و دارای پایگاه بیشتری در فضای رسانه ای ، دانشگاهی و حوزوی بود می توانست دستاوردهای بهتری داشته باشد اینکه آرامش نسبی در کشور حاکم شده و نگرانی بخشی از سیاسیون و علما و نهاد ها کاهش یافته و تا حدودی بخشی از بهانه های نظام سلطه هم به علت مذاکرات از بین رفته اند ، دستاو

 

رد مثبتی بود اما نمیتوان از بعضی نقاط ضعف آن هم چشم پوشی کرد مثل :

۱-استقرار کابینه ای پیر و سالخورده و کم تحرک با وزیران بعضأ حاشیه دار و در عین حال از نوع  شورای لوئی جرگه سیاسی ، جناحی و یا یک شرکت سهامی .

۲-آشفته کاری در حوزه اقتصاد و عدم ارائه طرح و پروژه و روشی قابل دفاع و موثر در زندگی روزمره مردم که سبب رکود اقتصاد شده و لذا کاهش تورم ناشی از رکود است و نه تحول مثبت.

۳-تمرکز بیش از حد بر سیاست خارجی و گره زدن همه مشکلات کشور حتی آب خوردن به انرژی هسته ای و نهایتأ مانور و بزرگ نمایی از برجام که هنوز نور آفتاب تابان برجام پشت ابرهای تیره و تار پنهان است.

۴-نداشتن صبر و تحمل در فضای نقد و انتقاد علیرغم شعارهای عامه پسند زنده باد مخالف من و اعمال نوع شدیدی از تسویه حسابهای سیاسی و حذف های جناحی در بدنه مدیریت کشور و حتی متأسفانه در محیط های آموزشی ، علمی ، و دانشگاهی .

 

 

بهترین نمونه عدم تحمل و انتقادناپذیری در این رابطه شخص رئیس جمهور است که عباراتی چون بیسواد ، بروید جهنم و دهها لفظ تحقیر آمیز در مورد منتقدین بکار برده اند ، از یک چهره حقوقدان علمی و دینی بعید بود و الان تکه کلام جامعه شده است.

۵-ناهنجاری در ارئه برنامه های فرهنگی و مذهبی چه در حوزه مطبوعات که با بستن و شکایت همراه است و چه در حوزه سینما و موسیقی و چه در امور مساجد و هیئتهای مذهبی .

۶-وجود اندیشه های اشرافیگری و به تعبیری نئولیرالیستی در حوزه سیاست و اقتصاد که با مبانی و اهداف انقلاب اسلامی ناسازگار است و روز به روز شکاف طبقاتی و مانور تجمل و ثروت را بیشتر نمایان میکند ، همین موضوع حقوقهای نجومی یک مورد کوچک از این وضعیت ولنگاری اقتصادی است که این به ماهیت فکری مدیران این دولت و سیاستهای حاکم بر آن برمی گردد.

۷-نداشتن برنامه مدون برای حل معضلات گریبانگیر جامعه چون بیکاری ، اعتیاد ، مسکن که علیرغم وعده های صد روزه و گشایش های متعدد این بلایا بخش زیادی از جوانان را سر خورده و ناامید کرده و معضلات اجتماعی متعددی را هم بدنبال آورده است.

و مواردی دیگر که ان شاءالله در مدت باقیمانده از عمر این دولت جبران شود.

 

ادامه نوشته

از المپیک لندن تا توکیو

امروز المپیک 2016 م  ریو در برزیل بعد از یکماه به مرحله اختتامیه ی خود رسید .طبیعی است همه کشورها به ارزیابی کارنامه ورزشکاران خود میپردازند و از همین فردا برای المپیک 2020 ژاپن برنامه ریزی مینمایند .در کشور ما طبق عادت تاریخی مسئولان تا مدتها بدنبال مقصرین دهه قبل میپردازند ؟؟؟و الحمدالله این دولت هم که تدبیرش معرفی مقصر اصلی ناکامیها یعنی احمدی نژاد است و بعد شاید نظری و گذری آنهم دو سال دیگر .

اما ضمن تشکر و تقدیر از همه ورزشکاران عزیزمان که مدتها تلاش کردند و بر خود سختی روا داشتند ، چند نکته از ایندوره المپیک :

الف -در المپیک لندن 2012 تعداد 12 مدال طلا و نقره و برنز کسب کردیم و در این دوره 8 مدال ؟؟؟؟

ب - در لندن با جمع 53 نفره شرکت نمودیم و در ریو با 65 نفر .

پ - در لندن به مقام هفده جهانی رسیدیم و در ریو با 8 پله سقوط به مقام بیست و پنجم .

ت - در این دوره برای اولین بار در تاریخ ایران یک زن موفق به کسب مدال شد که امید به آینده حضور بانوان را افزایش داد .

ث -کارنامه بعضی از افراد و رشته ها علیرغم مدتها تبلیغ و بالا بردن سطح انتظار جامعه بسیار ابتدایی و ناامید کننده بود .

ج - حضور والیبالیستها و ارائه بازیهای دلچسب و شجاعانه آنها جای توجه بیشتر دارد.

د .-در نهایت معلوم شد بزرکترین مشکل ما و حتی تا حدودی قاره آسیا هنوز فردگرایی و توجه به ورزشهای فردی مثل کشتی و تکواندو و وزنه برداری و .....میباشد و در ورزشها و رشته های تیمی و گروهی جایی نداریم .

و حال :

چه باید بکنیم ؟ کی و کجا و کی باید وارد عمل و دقت و تجربه اندوزی و اجرا شویم ؟

 همین فردا چهار سال تمام و المپیک توکیو هم به پایان میرسد ، آیا باز هم باید دندان حسرت را بر لب سکوت و تلخ خود بفشاریم؟؟

پرونده فیش گیت در ایران

بسمه تعالی

پرونده فیش گیت در ایران

موضوع حقوق های نجومی، در واقع هجوم به ارزش هاست.(امام خامنه ای)

حدود 40 روز پیش بود که با چاپ یک فیش حقوقی در شبکه های مجازی سرآغاز تشکیل یک پرونده ای شده که کسی امروز فکر نمی کرد تا این حد هم گسترش پیدا نماید و هم آنچنان مهم و مورد توجه واقع شود که تمام دستگاه های تراز اول کشور و قوای سه گانه و حتی عالیترین مقام ایران یعنی رهبری معظم انقلاب را هم به صحنه آورد. همانطور که حجت السلام اژه ای گفتند با روی کار آمدن دولت سازندگی نوعی رقابت برای دستیابی مدیران و عوامل اجرایی به منافع پست و مقام و اندوختن ثروت پدید آمد  که همان موقع با اعمال سیاست های اقتصادی نظام لیبرال عده ای گرگ وار به سوی طعمه، که بیت المال بود هجوم آوردند، بطوریکه فضای کشور اسلامی و انقلابی ایران را از دهه 70 بسوی زراندوزی و زر سالاری پیش بردند. طبقه نوکیسه  و سرمایه داران غارتگر بازمانده  از دوران پهلوی با الهام از روش های کاپتیالیستی  حاکم بر غرب چه در قالب مدیران رسمی  دستگاه ها و چه در قالب شرکت های خصوصی و چه در جلد بنگاه های اقتصادی سهامی و نیمه دولتی اعم از بیمه ها و بورس و بانک ها و شرکت ها ، اشرافیگری و مانور تجملات را به یک ارزش تبدیل نمودند و حتی ارتقاء به مناصب حکومتی و کسب عنوان نمایندگی را هم به سرمایه و عنصر پول گره زدند.مافیای ثروت برای تصاحب منافذ قدرت میدان عرصه یافتند و بدین طریق بود که حتی رئیس دولت وقت در خطبه نماز جمعه نیروهای مذهبی و حزب الهی و ساده زیست را به گذراندن اوقات شادی بخش در سواحل دریاها دعوت نمود.؟! کیش و قشم و رامسر..........جولانگاه ثروتمندان کارخانه دار با عناوین دولتی و نمایندگی مجالس شدند و شکاف طبقاتی هر روز عظیم تر گردید از دل این زراندوزی خاوری ها و بابک زنجانی ها  و شهرام جزایری هایی بیرون آمدند که همه دارای عقبه در قدرت سیاسی کشور بودند، داماد یکی و دایی دیگری و عموی ثانوی و خاله ها و عمه ها، مناصب در گلوگاه های  اقتصادی  را قرق کردند بطوریکه امروزه روسای بانک ها و بیمه ها و گمرکات و هئیت مدیره شرکت های دولتی و سهامی مانند دانه های یک زنجیره  تسبیح در ید قدرت کارگزاران و چند عنصر دارای قدرت در دولت و مجلس می باشند که در تغییر دولت ها فقط افراد جا به جا می شوند. مثل دریافت حقوق 250میلیونی سید صفدر حسینی رئیس صندوق توسعه ملی  فقط یک کد است و نه یک پایان، یک سرنخ است از دل پروژه فیش گیت بیرون آورده شد که این خود لازم است برای سالم سازی بدنه بیمار اقتصاد ایران ورود کرد تا به بقیه دانه درشت های این زنجیره رسید؟! اینکه عده ای می آیند در تلویزیون رسمی ایران و این پرونده را به 800 نفر  بسنده می کنند، می خواهند پایان این پرونده را اعلام دارند به جهت انحراف و جلوگیری از شناخت و حذف سایر عوامل مرتبط با یکدیگر است زیرا این موضوع تیمی و گروهی است و نه فردی؟! و حتی نامه نگاری های بعضی از افراد و روسای دولتی و مجلس و قوای دیگر هم فرافکنی است آنها میخواهند تا همانند هیاهوی زمان محاکمه کرباسچی و شهرام جزایری اجازه ی بررسی بر درآمدهای کلان ناشی از صادرات و واردات و سود سهام کارخانه ها و بیمه ها و حق عضویت های هئیت مدیره ها و سندیکا ها برمحاق فراموشی سپرده شود و با اجرای مانور "کی بود ، کی بود، من نبودم" با کمک تیم رسانه ای افکار عمومی را به انحراف بکشانند و با این پرونده جمعی معدود و محدود را قربانی (موقت) کنند تا آب ها از آسیاب ها بیفتد تا درآمدهای چند جانبه و با نام های مختلف شناخته نشوند تا سهامداران کارخانه هایی که در بستر انتخابات با سرازیر کردن کیسه ها و پر کردن جیب ها با کارت هدیه ها و تغییر در نتیجه ها،  برملا نشوند.:

باید بسیار متاسف بود که افراد و جریاناتی در جهت توجیه و ماست مالیزاسیون موضوع و یا تبدیل این شیوه غلط به دو قطب سیاسی- جناحی اصولگرا و اصلاح طلب هستند و سعی دارند تا این مسئله مهم را عادی و کوچک جلوه دهند وقتی اشرافی ترین وزیر دولت آقای نعمت زاده مدعی است که این موضوع کوچک را نباید بزرگ میکردند و رسانه ای؟! و یا آقای هاشمی اعلام میدارد که با انتشار این فیش ها با آبروی افراد بازی شده است؟!

باید گفت از باب الخیرو فی ما  وقع افشاء و انتشار این فیش ها بیان یک درد مزمن و چرکین از فضای اقتصاد کشور بود و معلوم شد که دستگاه های نظارتی هم فقط دلخوش به گزارشات صوری و غیر انقلابی هستند و حال باید در راستای دغدغه مقام معظم رهبری و آرامش افکار عمومی پرونده فیش گیت تبدیل به یک جراحی از ناهنجاری اقتصاد ایران و کوتاه کردن دستهای آلوده و سود جو و غارتگر منابع مالی با هر عنوان در هر رده و هر لباس نمود و راه نفوذ و دور زدن و به صحنه آوردن دوباره این تفکر اشرافگرایانه و زرسالارانه به لطایف الحیل را مسدود نمایند. به تعبیر حضرت آقا آنگاه دیوار اعتماد عمومی مردم و نظام استوار تر و پایدارتر می شود و زالوهای افتاده بر دامان اقتصاد کشور مجبور به ترک فضای انقلابی کشور میشوند.

هشدار پایانی:

دقت کنیم که این موضوع یک مافیای اقتصادی است و فاجعه بزرگتر از فیش ها و حقوق های نجومی آنجاست  که برخی از مدیران اصولگرا یا اصلاح طلب  و یا دستگاه های نظارتی و کمیسیون برنامه و بودجه مجلس و دیوان محاسبات فکر می کنند چون حقوق های زیر 20 میلیون میگیرند( بدون محاسبه سایر درآمدهای جانبی شان و امتیازات خاص دستگاه ها برای عناوین رسمی شان مثل رستوران، استخر،ماشین، تلفن، اضافه کار، ماموریت،  وام کم بهره....) از موضع حق داشتن و لطف به مردم  و انجام امور بصورت قهرمانانه ؟؟؟ مثل استاندار تهران که با افتخار اعلام می کند حقوقم فقط!! 17 میلیون است و شهردار تهران  اعلام میدارد 14 میلیون و ....... فقط حقوق نمایندگی میگیرم؟!!!و.......... ؟؟؟؟ در کشوری که دو جوان تازه ازدواج کرده برای 5 میلیون وام ازدواج و جوان بیکار جویای شغل برای وام 3 میلیونی اندر خم یک کوچه باقی مانده اند ،این ارقام جراحت بر روح جامعه میباشد .

حال باید به عنوان هشدار به همه دلسوزان نظام و انفلاب اعلام داشت که بزرگترین آفت و آسیب ماجرای حقوق های نجومی و پرونده فیش گیت تنها بدبین کردن مردم به بسیاری از مسئولان و حتی نظام جمهوری اسلامی نیست، ؟؟؟؟ بلکه بدترین خطر تثبیت اشرافیت و عادی شدن حقوق های غیرمتعارفی است که در مقایسه با سایر حقوق های عجیب و غریب  حالا مشروعیت هم پیدا نمایند و این مدیران با در دست داشتن بیت المال در کنار حقوقشان در اذهان عمومی برای خود  مقبولیت هم ایجاد کرده اند و به نام و نان و نوایی و عنوانی رسیده اند، شاکی شوند و ذیحق؟!!

و اینجاست که باید همه به فرمان رهبر گردن نهند:

((کلیه دستگاه ها موظفند نسبت به پرداخت های غیرمتعارف حساسیت نشان دهند و قاطعانه با موارد تخلف برخورد((کنند))،

 لازمه این مهم این است که مسئولان مربوطه خود و بستگانشان  در مظان اتهام نباشند و ذینفع نباشند بنظر می رسد عوامل اجرایی این دولت  توانایی ، استقلال، سلامت نفس  برای انجام این مهم را نداشته و عمل آنها قابل تامل و تردید و تشکیک باشد.

ضمنا کمیسیون های اقتصاد و برنامه و بودجه مجلس هم در عمل نشان دادند قادر به برخورد با این پدیده نیستند بخصوص کمیسیون برنامه و بودجه که در هر دو دوره اخیر مجلس، این کمیسیون به دو دلیل بهتر میتوانست این غده ی چرکین را عمل نماید:

1.جایگاه حقوقی و قانونی در بررسی ، ارزیابی و هزینه کرد بودجه دستگاه ها

2.ارتباط صمیمانه، دوستانه و تشکیلاتی رئیس کمیسیون مذکور با عواملی از فیش های افشاء شده مثل بیمه ها، صندوق توسعه ملی ، بانکها،،،،؟؟؟  حال با نامه نگاری های دن کیشوتی و روش  میتی کومانی نمی تواند خود را منزه و دور از این حالت نشان دهد. چرا که عضوی از تیم اقتصادی مذکور بوده و به قول قاضی سراج باید پاسخگو باشد نه اپوزیسیونی رفتار نماید و اذهان را به سمت دیگر از جمله مظلومترین، انقلابی ترین و پاک دست ترین وزیر این دولت یعنی طیب نیا بکشانند.

موضوع فیش گیت هم از منظر اداری بیانگر فساد اداری و ناسالم بودن سیستم اداری کشور را معین ساخت هم نشان دهنده روحیه دنیا طلبی در بخشی از مسئولین جامعه ماست که در حال سوق دادن جامعه به سمت دنیا طلبی و اشرافیگری است و هم از نگاه سیاسی نشان میدهد که پیمان میان قدرت و ثروت وجود دارد یعنی برخی از صاحبان قدرت متاسفانه از فرصت مسئولیت داشتن و بهره مندی از عنوان و مقام سوء استفاده می کنند تا پایگاه اقتصادی خود را تامین کنند که در واقع  در مقاطع سیاسی و تحولات اجتماعی از این پایگاه به نفع خود و جریان فکریشان و علیه جریان و اشخاص مخالف استفاده کنند و بعبارتی همانند عصر فئودالیسم از منال و بهره مالکانه برای تثبیت و گسترش قدرت سیاسی خود بهره بگیرند و این خطر بزرگی است که در پرونده فیش گیت باید مورد توجه ویژه و کارشناسانه قرار گیرد.

و لازم است همه نهادهای انقلابی ، نظارتی و قضایی صادقانه و شجاعانه و انقلابی وارد این کار زار مافیاگونه ی پیچیده سیاسی ، اقتصادی شوند، و تا پایان حذف این پدیده این پرونده را مفتوح و گزارش کانل به افکار عمومی ارائه نمایند.

حسن ختام این نوشته را با کلام عمیق و هشدار دلسوزانه رئیس جمهور شهیدمان محمد علی رجایی به پایان می رسانم:

 (( مردم ما از کمبودها و کسری ها گله ندارند، آنچه مردم را می آزارد و صدایشان را در می آورد وجود تبعیضات ناروا و سوء استفاده از بیت المال است و بس)).

                      

                                                                یدالله مرادی / تیرماه نود و پنج/ گچساران

رمضان 95 رفت

رمضان 95 هم رفت

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو

یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو

عمر ما انسانها چون ابر بوسیله باد به سرعت در حال گذر است ، حال توفیق یار شد تا طولانی ترین رمضان تاریخ 100 سال اخیر را درک کنیم و هر کس به فراخور توان و اعتقاد و باور خود توشه ای برای سفر طولانی برداشت و ذخیره ای کسب نمود . ضمن عرض تبریک و تهنیت به روزه داران و برپا کنندگان عید فطر عرض کنم ، رمضان 95 برای این جانب از چند جهت خاطره انگیز و ماندگار شد :

1-توفیق روزه داری کامل یک ماهه تمام اعضای خانواده ام           الحمد الله و المنه

2-بیشترین زمان انس گرفتن با قرآن در طول 10 سال اخیر چه در قالب محفل انس با قرآن گروه معراج و تلاوت ده جزء قرآن بصورت جمعی و چه به صورت فردی. اما ماندگارترین این تلاوت مربوط به روز سه شنبه بیست و نهمین روز ماه رمضان در منزل شهید اقبال مرادپور با حضور پدر معنوی و با صفای ان شهید بود .          اللهم نور قلوبنا بالقرآن

3-ماهی با فضای خوش برای توفیق فرزندانم توأم با نشاط و سرور :

-قبولی حاج احسان در دانشگاه امام حسین (ع)

-نامزدی حاج رضا با خانواده شریف و با اصالت سیدی از سادات امامزاده محمد (ع) سراب بیز

-بهبودی نسبی مادرم نسبت به ایام رمضان سالهای گذشته

4-توفیق برپایی چند افطار دسته جمعی خانوادگی و دوستانه و فامیلی و قرآنی

5-سعادت کسب فیض از ایام الله لیالی قدر

6-عدم وقوع حادثه و واقعه تأثر آوری برای خود ، خانواده و دوستانم

اما دو نکته قابل تأمل :

 احساس می نمایم بعد از 38 سال از گذشت عمر پر برکت انقلاب اسلامی برای اینجانب که هم دوران گذشته را تا حدودی درک کردم و هم توفیق گذر عمر در این چند سال استقرار این نظام الهی را یافته ام بی پرده و صریح بگویم :

الف -روزه خواری آشکار :

-بیشترین روزه خواری آشکار و علنی و به عبارتی آرامش و راحتی در روزه خواری را امسال مشاهده نمودم ؟! به طوری که روزه خواری ساده تر از روزه داری قابل ملاحظه بود ؟!1 یعنی خیلی طبیعی در ماشین ، کوچه ، خیابان و حتی در اداره و در حال گذر موارد متعدد قابل رویت بود. در سالهای گذشته روزه خواران تا حدودی حریم و حیای لازم را اعمال میکردند ، اما در سال جاری وضوح این حرکت تبدیل به یک رویه شده بود؟!!

اینجانب معتقد به برخورد فیزیکی و سخت گیری شدید در مواجهه با کسانیکه به هر علت روزه دار نیستند ، نیستم و این رویه را هم کارساز نمی دانم ولی صاحب نظران و دست اندرکاران و مسئولان ذیربط باید در این رابطه تحلیل و تفسیر و بررسی لازم را داشته باشند ، آسیب شناسی دقیق و دور از گزارشات کلیشه ای و آمارهای ساختگی باید صورت گیرد .

ب: هیاهوی افطارهای سیاسی

کمی به عقب برگردیم رمضان 94. با شروع سال 94 بوی انتخابات مجلس شورای اسلامی در همه ایران استشمام میشد اما در شهر ما این بوی رنگ و طعم دیگری داشت ، هیجان بالا با سرریز شدن منابع مالی بی سابقه و تبلیغات گسترده و نابرابر و به تعبیری قرق فضای روانی جامعه با شانتاژ تبلیغاتی به حوزه دین و رمضان و افطار هم کشیده شد به طوری که سراسر ماه رمضان 94 تبدیل به تجمعات سیاسی – جناحی با عنوان افطار؟! به وسیله لیدرهای انتخاباتی و البته عمومأ از یک جریان هر روز در خیابان و کوچه ای و یا رستورانی صف افطاری های روزه دار ؟!!!

جالب اینکه باشگاه فرهنگیان به اندازه سالهای عمرش در همان یک ماه پذیرای روزه داران مدعوی بود که هر روز یک قشر حضور داشتند، کارکنان شهرداری ، پیمانکاران ، جوانان ورزشکار و هنرمند و.....

اما برعکس رمضان 95 ، خبری و عکسی و صفی نه از روزه داران بود و نه از میزبانان.

همین مقایسه کوچک یادآوری این موارد است که :

1-مافیای قدرت و ثروت در آستانه انتخابات از هر سکویی برای پرتاب نیرو بهره می گیرند و افطار رمضان یک فرصت بود و نه یک عبادت و معنویت سازی.

2-بی صداقتی و عدم شفافیت و بکارگیری هر روش برای کسب قدرت در همین مورد قابل صدق و تشخیص است پس رمضان و افطاری هایش هم مسیر قدرت یابی سیاسی و تبلیغات رنگارنگی میشود که این عین سوءاستفاده از مجاری و مفاهیم عبادی برای حوزه سیاست است و جالب اینکه همین افراد و تفکراتی که این چنین افطارها را مصادره کردند خود دیگران (جناح مقابل) را متهم میکنند که پشت سنگر ولایت و نماز جمعه قرار گرفته اند؟!!!

به هر وسیله داغ محرومان محله سادات و لبنان و رادک و چهاربیشه و آّبگرمو و ....... امسال در حالی شدیدتر شد که کسی در کوچه ها گونی های برنج و کیسه های گوشت و قوطی های کنسرو و کارتهای هدیه بانکی را پخش نکرد. مردم محروم و روزه داران چشم انتظاری که امسال چهره خیرین؟!!دلسوز را ندیدند؟!! غذاهای مازاد

ماشین سواران لوکس و شاسی بلند امسال در محلات فقیر نشین پیدا نشدند چون از پل انتخابات گذشته بودند. ........تا رمضان 96

ان شاءالله تا رمضان های دیگر عنایت حق تعالی جاری و حیات و سلامتی برای انجام بندگی مستمر.

حافظ غبار فقر و قناعت ز رخ مشوی          کاین خاک بهتر از عمل کیمیاگری 

قدس آزاد میشود

قدس آزاد میشود

فلسطین پاره تن اسلام است. امام خمینی (ره)

تاریخ سلطه و سلطه گری در جوامع انسانی از زمانی شروع شد که عده ای خود را خواص جامعه یا فرستاده ویژه خدایان پوشالی و زمینی نامیدند و بر گرده محرومین تاختند و غارت کردند و اموال و شرف افراد را به یغما بردند د اما مصیبت بزرگ از آنجایی آغاز شد که افراد خناس و شیطان صفت در ردای داعیه داران ادیان الهی هم از رسالت و پیام عدالت گستر ناب خدایی پوششی برای حاکمیت خود ساختند با صلیب عیسوی و کتاب موسایی و کنیسه یهودایی و کلیسای مقدس مریمی حتی ادعای ابراهیمی ، جریان زر سالار سلطه گر نظام سرمایه داری نوین را با اندیشه صرافان صهیونیستی گره زدند و جنگهای خونین بار آوردند تا انسانیت را به تاراج ببرند .چند یهودی دلال صفت و ماجراجو که اروپا را برای خود تنگ می دیدند و راه غارتشان بسته شده بود به بهانه دروغین نسل کشی یهودیان (هلوکاست) با ادعای ارض موعود بسوی خاورمیانه متمدن و مهد ادیان الهی و مرکز انرژی جهانی و تقاطع همه ملتها خیمه زدند و کشوری جعلی و اشغالگر را اعلام داشتند.

انگلسی های خائن و تفرقه انداز با پایان جنگ اول جهانی و کاهش اقتدار و اشغال شان ملتها و ادیان را به جان هم انداختند و آنگاه که پایه های اشغالگری شان متزلزل شد آمدند و تخم نفاق و درگیری در این منطقه ویژه کاشتند. در سال 1917 میلادی اعلامیه بالفور را صادر و یهودیان ماجراجو و ناراضی از سرزمینهای اروپایی را به سمت این دیار کوچ دادند.با زور و سرنیزه و فریب مردم کهن سرزمین کنعانیان را به عقد مهاجرین جلاد و بی وطن یهودی در آوردند.و بعد از جنگ دوم جهانی در سال 1948 میلادی در سازمان باصطلاح ملل (سازمان دول پیروز جنگ دوم جهانی) اقلیتی خون ریز را بنام کشور و دولت اسرائیل به رسمیت شناختند و تمام سرمایه های مادی و انسانی خود را به پای آنها ریختند تا رژیمی کودک کش ، غارتگر ، بی رحم ، سفاک و دور از تمام مظاهر و مفاهیم انسانی را بر این دیار تاریخی و قدس شریف حاکم نمایند.بوسیله افرادی بی شرم و بی رحم چون گلد امایر ، موشه دایان ،بن گورین ، اسحاق رابین ، مناخیم بگین ، آریل شارون و ... . و امروز نتانیاهو دیر یاسین و صبرا و شتیلا و غزه را رقم زدند ، مزارع را آتش ، مردم محل را کشتار ، منازل را ویران کردند و این رژیم جلاد را به انواع ابزار و اسلحه کشتار جمعی مسلح کردند تا فلسطین قهرمان را بشکند ، تا زن و مرد مسلمان و بومی این سرزمین را آواره نماید.تا روش نرونها و فرعون ها و مغول ها را تکرار کنند.

 اما قدس آزاد می شود ، این حقانیت تاریخ است نه واقعیت آن ، قدس رها می شود و شغالان و سلطه گران صهیونیسم بین الملل رسوا میشوند، نمیتوان برای همیشه با کشتن و آواره کردن و تحریم صدای حق و حقانیت و آزادی را خاموش کرد .حتی یک نفر بعنوان بازمانده باشد نسلی مبارز و جنگجو و جهادگر را بار می آورد تا غزه تنها نباشد ، تا غزه همچنان غرش داشته باشد و از درون همین تونل های غزه است که شیران مجاهد رژیم کودک کش را نابود می کنند.

اعراب سازشکار و خائن به آرمانهای اسلام و قدس شریف قدرت مقابله با تهیه کنندگان حرمسراها و شراب پارتی ها و بزم را ندارند بلکه از درون غزه و جولان و الخلیل انقلاب سنگ (انتفاضه) برخاسته و به نابودی جلادان یهودی فکر می کنند . حال دولت دست نشانده و لیبرال منش ترکیه هم پا بر هویت و عزت تاریخی سلطان محمد فاتح خود بگذارد!! و این رژیم جعلی را به رسمیت بشناسد!! سلمان شاه عربستان و عادل الجبیر میمون صفت به اسرائیلی ها چراغ سبز نشان دهد!! عبدالله ی اردنی هم راه سادات مصری را برود!! و ... ولی کودکان غزه تسلیم نمی شوند ، حزب الله زنده و بیدار و هشیار است ، حماس پایدار و کوبنده است و شعله های خشم مردان و زنان آزاده و جهادگر دامان پر نکبت و مصیبت بارشان را به آتش 

می کشاند و دنیا را برایشان جهنم می کنند.

قدس آزاد می شود این سخن تاریخ است. این وعده الهی است ، این مطالبه حقانی است و این شرف مسلمان است.

قدس آماده پذیرایی از مسلمانان جهان است و مانور جهانی روز قدس زمینه ساز آزادی این دیار انبیاست ، پس روز جمعه همه با هم از هر جناح و رنگ و لباس و زبان و کشوری که باشیم ، به سوی آزادی قدس حرکت کنیم ،

قدس آزاد میشود ، چون ما می آییم و می خواهیم.

رسالت رسانه ها -نقدی بر سکوت رسانه های خبری استان

توضیح : 1- مطلب ذیل طولانی است اما فکر میکنم ارزش مطالعه را دارد .2- انتظار ذارم دوستان نقاد و رسانه ای و سیاسی بجای برااشفتن و بعضا توهین در کامنت ها با نقد و تحلیل نقاط ضعف آنرا بیان دارند تا اصلاح شود .3 -هدف روشنگری و بهبود وضع موجود رسانه ها میباشد و لذا حمل بر صحت قرار داده شود .

رسالت رسانه ای

نقدی بر سکوت رسانه های خبری استان

گفتم ای مسند جم ، جام جهان بینت کو           گفت افسوس که آن دولت بیدار بخفت

23 خرداد سالروز صدور فرمان حضرت امام خمینی -ره - مبنی بر تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی است و از آنجا که رسانه ها یک ابزار فرهنگی با کارکرد متعدد و تأثیر گذار در همه عرصه ها و حوزه ها می باشند لذا بدین مناسبت مطلب حاضر را تقدیم علاقمندان به پیشرفت و تحول در حوزه فرهنگ و ابزارهای فرهنگی می نمایم.

رسانه ها اعم از نوشتاری ، دیداری و شنیداری و به تعبیر امروزی از دیجیتالی و مجازی تا شبکه های اجتماعی مهمترین کارکردشان انتشار اطلاعات و برقراری ارتباط جمعی و گروهی در جامعه است که با نگاهی گذرا به تحولات تاریخی در قرن حاضر بیش از پیش به تاثیرگذاری آنها در ساماندهی افکار عمومی پی می بریم ، تفکر انسانی در جوامع امروزی با ابزارهای ارتباطی از زبان به عنوان نخستین وسیله ارتباطی تا ابزارهای پیچیده انتقال اطلاعات مانند خطوط الکترونیکی و ماهواره ای فضایی چه با سیم و چه بی سیم ، چه به صورت نوری و چه به صورت موج و یا انتقال صوت و تصویر ، همه و همه سیر تکامل فکری و فرهنگی و تاریخی انسانی را شکل داده اند و به نوعی در تمام زوایای زندگی امروزی نفوذ و رسوخ کرده اند ، به همین دلیل است که ارتباط و اطلاعات دو پدیده همسانند که از طریق آنها واقعیتهای جامعه برای انسان شناخته میشود ، اینکه معروف است رسانه ها زبان گویای دردها ، مشکلات و واقعیتهای آشکار و پنهان جوامع انسانی هستند ، کاملأ مصداقی و حقیقی است پس این شأن و ارزش ،

باید در خدمت به بهبود زندگی انسانها بکار آید ،

باید تابلوی درج واقعیتهای عمومی و اختصاصی زندگی جمعی باشند ،

باید ایفای حقوق انسانها را از مجاری حکومت و نظام های سیاسی انعکاس دهند ،

باید چشم بیدار ، ذهن هوشیار ، خرد بصیر ، تعهد آگاهانه و کمال یابی جامعه و انسانیت را مدیریت نمایند نه اینکه تبدیل به بلندگوی جریانات ، ناقوس اشخاص و بلبل قدرت طلبان واقع گردند.

ادامه نوشته

امام خوبان ، خمینی کبیر

بسمه تعالی

امام خوبان، خمینی کبیر

به مناسبت 14 خرداد67

دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد              یاد حریف شهر و رفیق سفر نکرد

لفظ امام کاربردی مکتبی و محتوایی در نظام سیاسی امام و امت دارد و این مزیت مذهب تشیع و اعتقاد و باور عملی به اصل امامت نه تنها در اصول دین که در طول زمان و بصورت ذخیره الهی برای رهایی امت و پیروان آئین پاک مذهبی می باشد.اما بار معنایی دیگر این کلمه پیشوایی، جلو برنده، رهبری بیان شده است و کسیکه در نماز به آن اقتدا میگردد. یعنی در قول و عمل آن درجه از لیاقت و شایستگی را دارد که دیگران ، مأموم (تمسک به امام) داشته باشند.

نام امام با پیشوایان دوازده گانه شیعه در طول تاریخ و در کتب و نوشته ها ماندگار گردید ولی اهل سنت بزرگان خود را به همین عنوان یاد کرده اند مثل امام محمد حنفی و امام شافعی و در حال حاضر در هر مسجد هم به طور روزانه در قالب امام جماعت (رهبر جمع حاضر در مسجد) تلفظ میگردد، و در گذشته به بعضی از بزرگان علم و ادب و عالم دینی هم امام گفته میشد مثل امام محمد غزالی، اما با حرکت های اعتراضی مردم ایران علیه حکومت پهلوی از دهه 50 این کلمه نقش و جایگاه جدیدی یافت و کاربرد آن بجای لفظ آیت الله خمینی(ره) به نام امام خمینی (ره) قرار داده شد. کلمه امام هم با طلوع و ظهور رهبر کبیر انقلاب در ادبیات سیاسی جهان جایگاه جدید و خاصی یافت. همانطور که به تعبیر ژرف رهبر اندیشمندمان حضرت امام خامنه ای ، نام ایران و انقلاب اسلامی در جهان با نام امام خمینی (ره) شناخته میشود لذا خمینی کبیر در نقش یک عالم روحانی ،دینی و چهره ای  سیاسی با ردا و عبا و قبا نه تنها معادله نظام سیاسی  حاکم بر جهان را بهم ریخت بلکه شکل و رفتار و آداب  سیاستمداران را هم در ظاهر و هم در عبارت و عنوان طرحی نو در انداخت.

بطوریکه بعد از این ظهور بوده که کارشناسان سیاسی و حتی دست اندکاران نظام سلطه جهانی  بفکر شناخت ابعاد و معانی لفظ امام و رابطه بین امام و امت  پرداختند و کرسی شیعه شناسی و امام شناسی را در دانشگاه های جهانی راه اندازی کردند.

امام خمینی (ره) مظهر امامت و پیشوایی و الگوی عینی نظام علوی برای قرن حاضر بود، سادگی، تقوا و پرهیزکاری، خدا محوری و توحید گرایی، صلابت و اقتدار ، دین مداری و توجه به آموزه های قرآنی در زندگی شخصی، خانوادگی ،جمعی و جهانی ..... همه و همه از او یک تابلوی زیبا و نمایشگاه بزرگ دین شناسی ساخت، عشق امت به ایشان بر اساس یک احساس و تبلیغ نبود ، عشق محرومین و مستضعفین به او بر اساس یک رابطه سیاسی و یا طبقاتی نبود، حتی عشق مردم ایران و عراق و...... بر اساس مبنای شیعه گری هم به تنهایی نبود و نیست بلکه این عشق برخاسته از یک صفا و صمیمیت و شناخت عارفانه و زندگی زاهدانه ی ایشان بود، این عشق ناشی از یک ارتباط دینی ،آزادگی ، رهایی از قید و بند دنیا و قدرت و صلابت و صداقت و راست آزمایی بوده و هست و به همین دلیل است که بعد از 29 سال از ارتحال جاودانه اش باز پیر و جوان، زن و مرد و شیعی و غیر شیعی، ایرانی و غیر ایرانی همچنان پروانه وار در فراقش نالان و گریانند و در عزایش ماتم میگیرند. عمق این پیوند به مردمداری، دینداری و الگوی تمام و کمال  یک انسان خود ساخته ی دین باور برمیگردد، که میتواند  با عصا و ردا و قبا بر میلیون ها قلب حکومت کند و فرمان براند و در بسیاری از جهان افتخار جوانان به ابناء الخمینی بودن باشد. حتی مبارزان مدافع حرم، آزادگان فلسطین و لبنان و افغانستان و مجاهدان آفریقا و آسیا با نام و یاد و راه و اندیشه و کلام امام خمینی (ره) احساس هویت و شخصیت می کنند و اینجاست که باید در بیست و نهمین سالگرد فقدان آن امام بزرگ و بلند آوازه و پرچمدار مبارزه با جهل ،سلطه،استعمار و استثمار و استکبار به باز خوانی و بازیابی اندیشه هایش پرداخته شود. لازم است تا بهمراه همه ی عاشقان  مکتب و انقلابش بر راه ساده زیستی و زندگی زاهدانه اش، عدالت طلبی اش مبارزه خستگی ناپذیرش با مظاهر ظلم و ستم از هر نوع و نامی مروری دیگر داشته باشیم اینکه احترام بازماندگان  و اعقاب و اخلاقش را داشته و بر چشم خود میزبانی شان را حفظ کنیم یک ضرورت است اما برای شناخت عقاید و افکارش بر پیروان راستین و حافظان واقعی خط امام تمسک بجوئیم. باور امام خمینی (ره) با مظاهر لیبرالیستی و استقرار نظام اشرافیگری و اسیر شدن در رنگ و لعاب دنیا و دنیاپرستی بدور بوده وهست و تبدیل حرمش به بارگاه پر جلال و جبروت (کاخ) با ساختمان های بزرگ و مصالح گرانقیمت با حسینیه جمارانش ناسازگار است، اینکه بر اساس یک خبر موثق مقام معظم رهبری در سال گذشته یک زیلو به آن مکان  پر هزینه و اشراف گرایانه اهدا کردند تلنگری و هشداری است که باید متصدیان امر آنرا جدی بگیرند. امام خمینی را باید آنطور که بود معرفی کرد نه آنطور که عده ای میخواهند باشد؟!

در سالگرد مراسمش یکبار دیگر به متون نوشتاری اش ، به وصیت نامه اش ، به عملکرد رفتار عملی اش، به پیام ها و مطالب سیاسی  و عرفانی اش و و به سخنرانی ها و سادگی کلامش رجوع کنیم و چهره واقعی آن امام  دلها و امام خوبان را برای نسل جوان بشناسانیم ، حفظ انقلاب و دفاع از آرمانها و اهدافش با شناخت چهره ی واقعی امام خمینی امکانپذیر است، امام جماران نشین ، امام محرومین و مستضعفین که یک تارموی آنها را با سرمایه داران و زرسالاران را عوض نمی کرد،امام عدالت طلبان ، امام معتقد به برتری کوخ نشینان بر کاخ نشینان، امام بسیجیان و امام و رهبر پیشوای انقلاب اسلامی را با تمام ابعاد وجودی اش بازآفرینی نمائیم  تا از راه و مسیر و خط و کلامش فاصله نگیریم. آن امام برای ما شاخص قبله نمایی بود، آن امام برای ما شاقول ایستادگی بود، آن امام تراز جهت یابی و جلوگیری از انحراف و نفاق بود، آن امام برای ما امام بود و در 14 خرداد برای پاسداشت عظمت دیرینه اش بر خلاف خواست نظام سلطه و استکبار با جانشین فرزانه و اندیشمند و شایسته اش بیعتی مجدد بجوئیم. هر چند داغ فراق آن پیر سفر کرده باید قرن ها بگذرد تا دلی آرام گیرد :

حافظ اندر درد او می سوز و بی درمان بساز           زان که درمانی ندارد درد بی آرام دوست

                                                    یدالله مرادی بازنشسته فرهنگی

                                          9/خرداد/95 گچساران

شناسنامه ای از ایلات کهگیلویه و بویراحمد

فانوس زاگرس؛

ولادیمیر مینورسکی می نویسد:

نقشه استان
لرهای کهگیلویه از سه طایفه بزرگ آقاجری،باوی و جاکی تشکیل شده است. آقای جری شامل ۹ قبیله بوده است.پنجمین قبیله،تیله کوهی است که نام خود را،از ناحیه ای در کردستان گرفته است(منظور کردستان واقع در کنار رودخانه مارون کهگیلویه می باشد)… باوی دومین طایفه از طوایف کهگیلویه است،سومین طایفه جاکی است. اطن طایفه صرفاً (لر) می باشد و به دو قسمت، یعنی چهار بنیچه و لیراوی تقسیم شده و هر قسمت به نوبه خود،به شعبات کوچکتری تقسیم می گردد. (ولادیمیر مینورسکی، رساله لرستان و لرها ،ترجمه سکندر امان اللهی بهاروند، ص ۲۴)

درباره نوشته مینورسکی باید گفت: بومیان اصلی کهگیلویه ، ایل جاکی بوده است و از قبایل ۹ گانه آقاجری ،فقط “تیله کوهی” جزء بومیان اصلی بوده اند که در محل کردستان کهگیلویه ،کنار رودخانه مارون ، زندگی می کرده اند و هشت قبیله دیگر مهاجرند و آقایی های ساکن بویراحمد ، از جغتایی های آقاجری هستند، اگرچه مینورسکی آقاجری ها را باقیمانده شاهسون ها می داند. اما محمود باور حدس می زند که :

در سال ۶۹۹ هجری قمری ، قتلغ خان، پسر توزخان که از نسل جغتای بوده ، با عده ای بالغ بر ۱۵ هزار نفر به فارس و سپی لیراوی و زیدون و شوشتر و اطراف بهبهان مهاجرت کرده اند.( محمود باور ،کهگیلویه و ایلات آن،ص ۱۱۹)

ایل باشت و باوی خود از دو قسمت بومی ، به نام باشت، و مهاجر به نام باوی تشکیل شده است. بومی ها،به نام محل سوکنتشان باشت، و مهاجرین را که اصلاً از اعراب باوی خوزستان هستند،باوی نامیده و هر دو را رویهم باشت و باوی می گویند.

طایفه جغتایی آقاجری ،عملا در ایل بویراحمد حل شده و یکی از طوایف مهم آن به شمار می رود و به طایفه آقایی معروفند.

ایل دیگری که قبلا در قسمت سردسیری بویراحمد دارای اقتدار و استقلال بوده است.برائی نام داشته و نسلها است که از هم فروپاشیده و فقط خاطره کمرنگی از آن در اذهان سالخوردگان باقی مانده که در روستا های کم جمعیت : تمنک،تنگ رواق،آب گرمک و برائی سکونتت دارند و جزء بویراحمد سردسیر به شمار می روند.

ایل جاکی خود به دو قسمت چهاربنیچه و لیراوی تقسیم می شود. چهاربنیچه شامل : ایلات بویراحمد، نویی دشمن زیاری و چرام بوده است. ایل نویی که تا اواسط عهد قاجاریه مقتدرترین ایل کهگیلویه بوده است، در حدود یک قرن و نیم پیش مضمحل شد و طوایف آن ضمیمه سایر ایلات کهگیلویه گردید. بنابراین چهاربنیچه اکنون شامل سه ایل : بویراحمد ،دشمن زیاری و چرام می باشد.

لیروای ها به دو قسمت لیراوی کوه و لیراوی دشت تقسیم می شوند، لیراوی دشت در سال ۱۲۹۵ ه ق از کهگیلویه مجزا گردید  و جزء استان بوشهر به حساب می آید. لیراوی کوه شامل بهمئی و طیبی می شد و قسمت هایی به نام یوسفی،شیرعلی و شهرویی که قبلا دارای استقلال بوده و جزء لیراوی کوه به شمار می رفته اند، اکنون در لیراوی کوه ادغام شده و یا به مناطق همجوار مهاجرت کرده اند.

در حال حاضر کهگیلویه و بویراحمد دارای شش ایل به اسامی : بویراحمد ،بهمئی ،طیبی ، دشمن زیاری، باشت و باوی و چرام می باشد.

بویراحمد خود به سه قسمت: بویراحمد علیا، بویراحمد سفلی و بویراحمد گرمسیر تقسیم می شود، هر کدام از ایلات ۹ گانه کهگیلویه وبویراحمد ، سرزمین و قلمرو ویژه خود دارند.
دامداران هر ایل ، در صورت نیاز و با کسب اجازه قبلی ، می توانستند از مراتع و قلمرو یکدیگر لستفاده نمایند.

قسمتی از ایل قشقایی که محل قشلاق آنها به مدت شش ماه از سال در قلمرو ایل باشت و باوی می باشد، جزء ایلات مهاجر به شمار می رود.

قسمتی از ارتفاعات شمالی منطقه رستم ممسنی ، عملا محل کشت و زرع و تعلیف دامهای طوایفی از ایل بویراحمد علیا می باشد،بین آنها و بومیان رابطه دوستی و خویشاوندی برقرار است.
در عهد صفویه حدود یکهزار خانوار ایلات کهگیلویه به گله دار فارس ، مهاجرت کرده و در آنجا سکونت دائم اختیار کرده اند. در فارسنامه ناصری چنین آمده است:

” در زمان دولت سلاطین صفویه،ملا فریدون “لر” با هزار خانوار از ایلات کهگیلویه در حدود سال هزار و هفتاد هجری ، در نواحی”فال” آمد و مانند ایلات دیگر ، در صحرا و کوه نشیمن نمودند و به مناسبت گله و رمه حواشی که از ایلات است، قبیله ملا فریدون را گله دار گفتند.کلانتر گله داری، به نام محمدطاهر خان گله داری،توسط حاجی معتمدالدوله به قتل رسید.” ( میرزاحسن حسینی فسائی،فارسنامه ناصری ،چاپ سنگی ،قسمت اول، ص ۲۳۸- قسمت دوم، ص۲۵۸)

ساکنین روستا های : “هورمه ، نوآباد، سرگاه، بهرستان، دهنو، مزایجان و چاه محمد حاجی” از جمله “لر”های مهاجر کهگیلویه به گله دار فارس می باشند.

همچنین خانوار های معروف به “آخوندی،دهدشتی، قایدان و باباعلی” که ساکن برازجان می باشند از اهالی کهگیلویه هستند.

می گویند اهالی “سده” سرحد چهاردانگه از ایلات کهگیلویه می باشند. ساکنین “بنافی” و “بهی” کمارج فارس اهل کهگیلویه می باشند.

منبع : شناسنامه ایلات و عشایر کهگیلویه  و بویراحمد بقلم ” یعقوب غفاری”